تبليغاتX

با دستخط هاي بچه گانه

تقدیم به خلیج نجیب جنوبی که شمال آرزوهای زمین است

 

خلیج! روح بلند و عزیزتان خسته ست

 به اقتدای شما روح آسمان خسته ست

برای اینکه بزرگید و روح زخمی تان

 از ادعا و اباطیل این و آن خسته ست ،

نجات می دهم این شعر بی تکلف را 

که از ضمیر "شما" و ضمیر "تان " خسته ست

*

خلیج ! روح عزیز و صمیمیت خسته ست

به اقتدای تو سیمای آسمان خسته ست

نشسته در ته چشمت غمی عمیق و بلند

به اقتضای همین نقشه ی جهان خسته ست

 همیشه بوی تو را می دهد مدار زمین

بنا براین شریان های کهکشان خسته ست

همیشه  رو به افق خواب موج می بینی

و خواب های تو از اینهمه تکان خسته ست

به گرد موج تو هرگز نمی رسد توفان

و در نگاه تو توفان نفس زنان خسته ست

بدون نام تو "ای مرز پر گهر..." لال است

برای خواندن آن سینه ی بنان خسته ست

تو را برای دل خویش آفریده خدا

برای آن لحظاتی که از جهان خسته ست

بخند تا غزلی تازه از تو بنویسیم

ردیف خسته ی این شعر همچنان خسته ست

هزار و یک شب و هرشب هزار و یک شاعر

نوشته اند خلیج از مهاجمان خسته ست

بگو تلاطم چشمت امانمان بدهد

نشان دهیم خلیج از وجودشان خسته ست

دوباره دیده ی امید بر کمان داریم

اگرچه کتف کمانگیر قهرمان خسته ست

خلیج قایقمان مانده در کناره ی آب

برای رفتن آنسوی بیگران خسته ست

غروب آمد و غربت نشسته در چشمت

و در کنار تو شاعر قدم زنان خسته ست
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:20  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 

شعر امروز بايد به جای ترجمه ی صرف قرآن ، ترجمان مفاهيم قرآن باشد. 

                            

 

«سيد محمد امين جعفری حسينی»، شاعر و منتقد در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: در ادبيات كهن و كلاسيك پارسی به مراتب در زمينه گسترش فرهنگ قرآنی موفق‌تر بوده‌ايم و امروز كه به سمت توجه مجدد به اين رويكرد ارزشمند رفته‌ايم، عده‌ای راه را به درستی نشناخته‌اند و دست به سرودن منظومه‌های قرآنی زده‌اند كه در اين زمينه نه تنها هيچ تلاش فاخر و قابل توجهی را شاهد نبوديم، گاهی به ضرورت وزن و ادبيات شاهد كژتابی در ترجمه قرآن هستيم.

اين شاعر ادامه داد:  همان اندازه كه به شعر آيينی و قرآنی بسيار معتقدم، بر اين اعتقاد هم هستم كه شاعر قرآنی بايد در اين مسير به سمت تهذيب رفتاری برود تا بتواند شعر خود را تذهيب زيبايی برای استفاده از مفاهيم و آموزه‌های قرآن بكند.

همان اندازه كه بسيار به شعر آيينی و قرآنی معتقدم، بر اين اعتقاد هم هستم كه شاعر قرآنی بايد در اين مسير به سمت تهذيب رفتاری برود.

او با اشاره به تلاش عده‌ای از شاعران جوان در اين زمينه گفت: اگر بنا باشد كه اين جوانان تنها به صرف مطالعه محدود و معدود خود از آموزه‌های قرآنی به ارائه اثر بپردازند و آثار خود را از عناصر اصيل ادبی برخوردار نكنند و از تجربيات پيشكسوتان بهره نگيرند ممكن است قدم‌های سست آنان رو به سمت روشنی نرود.

او در پايان گفت: اخيرا با توجه به كمبودهايی كه در اين زمينه احساس می‌شد، گروه شاعران جوان عاشورايی(فرزدق) تلاش‌هايی را برای گسترش فعاليت‌های اصيل‌تر قرآنی و آيينی در ادبيات شروع كرده‌اند و نتايج آن طی سال‌های آينده می‌تواند با همراهی ساير شاعران كشور كمبودهای اين بخش را جبران كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:0  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 

 

سلام

جاي همه ي شاعران وطن شعر خالي بود اما خدا مي داند كه هر لحظه از سفر كاروان شعر عاشورا با ياد دوستان خوب شعر گذشت و در هر گوشه از زيارت يادي از آن ها كرديم.مي خواستم چيزي شبيه سفر نامه بنويسم اما بهترين مطلب را اين شعر نوشته هاي برادرم سيد علي اكبر مير جعفري ديدم.

گزارش

* این گزارش مستند است . می توانید از همسفرانم (سید ابوالقاسم حسینی ژرفا ، محمود اکبر زاده ، احد ده بزرگی، مصطفی رحماندوست ، قاسمعلی فراست ،افشین علا ، سید محمد امین جعفری ، عبدالحمید رحمانیان ،هاشم کرونی، محمد برزگر،مجتبی احمدی ، مهدی پرویز، حسین عبدی  و .....)بپرسید.

 

کنار ضریح

باران موسمی نیست ،

 خبرها تب کرده اند

و انبوه زائران .

 

رو به رویم

دل ها ایمن نیستند .

 

و تنها چشم ها نیستند که می بارند

دقیق که می شوی

گردنبند رهاشده ی رباب است

روی سر زائران

یا تسبیح هزار و یک دانه ی حبیب   .

 

آن سو تر

 قتلگاه است

و از آن جا که بیرون می آیند

هنوز دستان بعضی ......(دستم  می لرزد که بنویسم!)

 

نگاه کنید !

حرم به وسعت آب های جهان

موج می زند .

 

این جا

 آن ها پیاده اند

زود تر می رسند

و پا برهنه ها  رسیده اند !

 

و آخرین خبر این که:

بین الحرمین

پیشانی کشیده ی زمین شده

از بس تب کرده است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 22:27  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 
سلام می خواستم در آستانه ی دهم دی ماه که سالروز میلادم است ، شعر تازه ای بنویسم اما دی ماه که به سراغ مان می آید  به جای شعر تازه داغ مان تازه می شود و دو فاجعه به یادمان می آورند زلزله ی بم و سوخته شدن دانش آموزان مظلوم روستای سفیلان چهارمحال بختیاری که در تاریخی که من خواهم نوشت یادشان محو نخواهد شد پس با دو شعر قدیمی که خیلی دوستشان دارم به یاد از یاد نرفته های این دو حادثه ی تلخ به آن ها سلامی دوباره می دهم.

یک گزارش تکان ندهنده

 

ساعت 6 بامداد
اينجا دنياست
زير بام هاي بم
صداي ما را
از زير خشتهاي خشن
و بيشترين ريشترها مي‌شنويد
برادر !
بيدار شو

اين‌همه خبرنگار و خبرندار
دارند خانه‌هاي خراب ما را
به تيراژهاي بيشترشان مخابره مي‌كنند و
ماهواره‌ها
بدون كوچك‌ترين سانسوري،
اشك هامان را
به گوشهاي فراموش جهان نجوا مي‌كنند
    تا بم

    ديگر جزيره‌اي نباشد
         كه حتي به ارگ
           حتی به کرمان راه نداشته باشد  
حالا حتي اگر

در ذهن يك نقشه
پاك يا خاك شده باشيم،
جهانگردان چشم‌سبز جهانهر وقت
يادي از آن تل بزرگ خشتي كنند،
گونه‌هاي خشتي  خيسمان را
جلوي چشمهاشان مي‌آورند
                                تا ما هم،
                 در نقشه‌هاي مچاله آنها
                              نقطه‌اي باشيم

فكرش‌را مي‌كردي؟،
شهر بي‌در و پيكر ما
اين‌همه ديوار
براي آوار شدن داشته باشد؟؟
فكرش را بكن،
آن‌قدر مهم شده‌ايم
كه در كنار بحث داوري
تجزيه مي‌شويم و
تحليل مي‌رويم
و نام ما هم
مثل كرانه باختري
در اخبار برده مي‌شود
گريه‌هاي زن پيرمرادي را نگاه كن
اگر دوربين داشتم،
جايزه نخل طلايي جشنواره ی چه مي‌دانم
                                   شايد مي‌توانست
                                       جاي خالي نخل افتاده ی  حياط خانه‌اي كه دیشب داشتيم را پر كند
 خوشحالت كنم
مدرسه با خاك يكسان شده و
تو ديگر لازم نيست
اضطراب امتحان جغرافيا را داشته باشي و
شش شبانه‌روز بالاي سرم تكرار كني
                   كنيا... كلمانجارو
                          كنيا... كليمانجارو
كتابها هم تغيير خواهد كرد
و شايد
بدون آنكه خرمايمان را حلوا كند و
بادمجانمان آفت داشته باشي
نامي از ما در كتابها باشد
راستي مگر تو ديشب بيدار نماندي و
جغرافيا نخواندي؟؟؟
حالا چرا مثل مرده‌ها خوابت برده
بيدار شو

 

هفتاد روز بعد

جايي نمانده
تا صداي ما را از آنجا بشنويد
حالا سالهاست
كه اخبار نامي از ما نمي‌برد و
جاده‌هاي جهان
به بم ختم نمي‌شوند
از ارگ هم كه خبري نبود
برادرم راحت بخواب
                    راحت بمير

 

در تاریخی که من خواهم نوشت ، هیچگاه یاد ئانش آموزان مظلوم روتای سفیلان چهارمحال و بختیاری محو نخواهد شد

با دستخط های بچه گانه

 

 

تو هم بالاخره در آتش سوختی

                                 ابراهیم!

هی گله گله گوسفند به تپه ها بردی

آتش دست و پا کردی

به سرنوشت سیب زمینی ها فکر کردی و

خوشحال شدی

                   که مثل آن ها نیستی

يادت به خير
مي نشستي و
بي آنکه نُت ها چيزي از تو بدانند،
                بي تماشاچي،
براي حضار ني ناله مي کردي
مثل بابا بزرگ ها
مثل خدانظر،
که گوسفندهاش
به موسيقي ديگري عادت نکرده اند
حيف شد
درس امروزمان کمي شيرين بود
درسي از نهج البلاغه
                 «اي مالک ! ...»
خوش به حالمان که نيستيم
يک عده بعد از ما
نشسته اند از کمبودها حرف مي زنند و
نسبت به محيط و مساحت روستا،
حجم فاجعه را اندازه مي گيرند
و گناه را به گردن آتش می اندازند
اما آتش بايد باشد
حتما بايد باشد،
تا عده اي دود بگيرند و
دادِ مان را بدهند بنويسند
بعد از کلماتي مثل وعده،
مثل هشدار،
يا مثل همين کتاب هايي که سوخت،
                      بنويسند کنار بابا بعد نان
                      بنويسند کنار بابا بعد آب
                        و آب از آب تکان نخورد
مي گويند،
مسوولينِ امر نقشه هايشان را زير و رو کرده اند
و همين فردا
روستامان را کشف کرده اند
و سرماي ما را
به رسميت شناخته اند
نشر اکاذيب نباشد،
عده ای
آخرين نامه هاي سرگشاده ي ما را،
روي شيشه هاي بي بخار خانه هامان ديده اند
                                            فيتيله فردا تعطيله
حتما دستخط هاي بچه گانه ي ما
نخواندني بوده است
که تعطيلمان نکرده اند
اما
به کوري چشم  دشمنان
خودِ فتيله غيرت به خرج داد
و براي هميشه تعطيلمان کرد
                                 يادمان به خير

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 3:13  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 

یا لطیف

با همراهی ها ،  همدلی ها  و مهربانی هایی که  شاعران دوست داشتنی شعرپایداری استان فارس که نسبت به برادر خود داشتند ،  

                                       مجموعه ی شعر  

 حرف های داخل قاب

در یازدهمین دوره ی انتخاب کتاب سال دفاع مقدس برگزیده شد

این کتاب حاصل همنشینی شعرهای اثر گذار شاعران جوان و شعرهای جان دارشاعران پیشکسوت استان است  وهمانگونه که در در مقدمه  ی آن نوشته‌ام "توفیق بیشتر این کتاب  ،حاصل ذوق شاعراني است كه برخي از آنها در دوران جنگ قنداقه‌پوش بوده اند و برخي با هر بيتي كه سروده اند، به ياد قنداق تفنگشان افتاده اند."

این نوشته فرصت مناسبی ست تا از همراهی ها و همدلی ها و ابراز مهربانی های صمیمانه ی همه ی برادران و خواهران شاعرم  سپاسگزاری کنم. چه آنها که فروتنانه برای درج شعرهای زیبایشان  در این کتاب به من اطمینان کردند و چه آنها که از روز اطلاع از این خبر، سیل مهربانی هاشان را به سویم روانه کرده اند. 

یکی از بخش های فراموش نشدنی مراسم اختتامیه پخش یک نماهنگ زیبا و اثرگذاراز یوسف شعر معاصر زنده یاد قیصر امین پور بود که باعث خلق حلقه های اشک در چشمان بسیاری از حاضران  شد.

خوشحالی ام دو چندان است که برادران مهربانم هادی فردوسی و میلاد عرفان پور نیز در بخش مجموعه های انفرادی  و نویسنده ی دوست داشتنی دیارمان احمد اکبرپور در بخش داستان کودک مورد تقدیر ویژه ی هیات داوران قرار گرفتند تا مثل همیشه سهم استان فارس و  فارِسان ادب چشمگیر باشد. صمیمانه به این عزیزان تبریک می گویم وباز هم از ابراز مهربانی های همه ی دوستانم تشکر می کنم.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:41  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 
       یالطیف

 این خانه باز هم عزادار است

سرو سرود بلند سرزمین شعر

استاد قیصر امین پور

خسته از خسته خانه ی دنیا به آرامش دفنِستان کوچید.

این اندوهِ داغ را به آل و اهل هنر، به شاعران و معاشران  شعر تسلیت می گویم.

واز دوستان شاعرم می دعوت می کنم اگر سروده ای به مهربانی ها و بزرگی های او تقدیم کرده اند و دوست دارند در یادنامه ی خوبی های او منتشر شود در ستون نظرات همین خانه امانت بگذارند. 

برای اطلاعات بیشتر می توانید به  خلاصه ی خوبی ها سری بزنید

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:24  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 
  به همه ی شاعران وطن شعر سلام سه سال قبل شیراز شاهد برگزاری اولین دوره ی جشنواره ای با نام "رها" بود که میزبانی حدود 49 اثر را به دوش های نورس و نارس خود می کشید. نوعی صمیمیت در این جشنواره موجب شد تا در برگزاری دور دوم برگزاری آن برای دبیری علمی آن قبول مسوولیت کنم و شاعران دور ونزدیک سرزمین شعر را به شرکت و حضور در این جشنواره دعوت کنم تا ۱۷۴۱ اثر به دومين دوره برسد كه اين امر فقط و فقط حاصل اعتماد دوستان شاعر به برادرشان بوده است که با توجه به فضای صمیمی دوره ی دوم و نوع برگزاری آن و حسن اعتماد عزیزان ۵۷۹ اثر به دوره ی سوم ارسال شده است. اين روز ها رهاي سوم در حال برگزاري است و من با وجود احترام شديدي كه براي فعالان عرصه ي انتقال فرهنگ والاي شهادت و پايداري دارم بنا به اعتقاد راسخي كه به اين راه دارم نتوانستم با برخي از تصميمات اتخاذ شده توسط برگزار كنندگان كنار بيايم و از همكاري با آن ها جدا شدم آنچه از رهاي امسال پيش روي همگان قرار دارد به هيچ وجه در مسووليت واراده ي بنده ي كمترين نيست بنابر اين همه ي عزيزان خواهش مي كنم جواب سؤالات خود را در مورد چرايي و چگونگي جشنواره ي امسال را از خود عزيزان برگزار كننده بپرسند. باز هم از لطف و مهرباني هميشگي همه ي شما ممنونم .
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:14  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 
این روز های تلخ خدایا چه بد گذشت هرلحظه اش برای دلم یک ابد گذشت

دچار یعنی
..........عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد

و امید من
حتما دچار بوده است
حتما عاشق بوده است

این خانه این روز ها عزادار پدر بزرگ شاعرم و سرو بلند خانواده ام برادرم امید است که در فاصله ی دو روز از دست شان داده ام از همه ی دوستان و به خصوص شاعران سرزمین شعر که این روز های سخت را با همدردی ها و همدلی هاشان قدری بر من آسان تر کردند سپاسگزارم و خودم را برای همیشه مدیون مهربانی هایشان می دانم.

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان و مستجاب شود همه ی دعا هاتان
همیشه قلک فرزندهایتان پر باد و نان دشمنتان هر که هست آجر باد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 19:51  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 18:21  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 
هر لحظه براي ما طلوعي تازه ست
تكبير به نيت ركوعي تازه ست
آن نقطه ي پايان كه شما مي گوييد
انگيزه ي ساده ي شروعي تازه ست
وبلاگم را در اعتراض به عاليجناب بنيانيان و توقف انتشار سوره به روز  مي كنم

بخش هاي از يك مصاحبه :

با شنیدن خبر توقف انتشار سوره دلم شکسته شد،اما تعجب نکردم

با شنیدن خبر توقف انتشار سوره دلم شکسته شد،اما تعجب نکردم.نمی دانم مسئولان حوزه را چه شده که مشی نشریه ای را که خودش جایگاه نقد است،بی رحمانه و پرخاشگرانه و سلیقه ای می خوانند.حوزه هنری راه خود را گم کرده و در حقیقت از سال 73 و 74 تعطیل است.مسئولان حوزه هنری به این سوال پاسخ دهند که در 10 سال اخیر چه حرکت مثبت فرهنگی انجام داده اند.در حوزه هنری تنها چیزی که نمی توان سراغ گرفت،هنر است.شاکله اصلی مدیریت امروز حوزه هنری،از نیروهایی تشکیل شده است که کوچکترین همسایگی و آشنایی با هنر ندارند.ناراحت کننده است که یادگار شهید آوینی متوقف شود.جرم سوره آن بود که در برابر بی عدالتی ها و لاپوشانی ها سکوت نکرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 22:24  توسط سید محمد امین جعفری حسینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آفتاب باش تا اگر نخواهی بتابی تنوانی

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
مجموعه کامل وبلاگ های شعر1
مجموعه کامل وبلاگ های شعر2
مجموعه کامل وبلاگ های شعر3
چتر عطر باران را مي پراند
آلبوم تصاوير سيد محمد امين جعفري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

خبرگزاري قرآني
ايرنا
ايسنا
شبستان
فارس
ايلنا
واحدمركزي خبر
آنا
ايتنا
ورزش
ميراث فرهنگي
پانا
آفتاب
حیات
سلام
آریا

شاعران سرزمین شعر

سارا باستانی

طیبه نیکو

هاشم كروني

محمدحسين نعمتي

 
دكتر محمد حسين بهراميان

 
علیرضا قزوه

 
محمود كاظمي

 
آرش شفاعي

 
میلاد عرفان

 
عبدالجبار کاکايي

 
زهرا رييس السادات

 
اميد بلاغتي

سهند ابراهيمي

 
مریم ملکدار

 
مهدي آذري

 
جليل صفربيگي

 
سعيد بيابانكي

 
عبدالرضا كوهمال جهرمي

 
نغمه مستشار نظامي

 
احمد ارجمندي

 
بهمن ساكي

 
سيامك بهرام پرور

 
سيد علي مير افضلي

 
محمد کاظم کاظمي

 
هادي محمد زاده

 
مجيد كوهكن

 
اشكان چاوشي

 
روح الله نور موسوي

 
ميرخاني - صفاريان

 
مجتبي صادقي
 

هنر در دنياي مجازي

Click here to make Webloger your default homepage!
 





Powered by WebGozar