تبليغاتX
با دستخط هاي بچه گانه
 این شعر را عاشقانه بخوانید

 

قرنطینه

 

شاید اولین بار

تو را در خانه ی پدری دیده باشم

روی جلد کهنه ی کتابی کهنه در کتابخانه ی پدربزرگ

که نمی دانم حالا

حبس کدام قفسه در کدام خانه ی اجاره ای شده ای

شاید اولین بار

تو بوده ای  که سال ها پیش

سرباز از جنگ برگشته ی سرزمینم را

به داغ پیمودن دوباره ی کوه های قفقاز وادار کرده ای

تو بوده ای

که همین امروز

از پیش نگاه من رد شده ای و

رد چشم هایت را

روی تنم جا گذاشته ای

 

خونم به گردن توست

اگر روز دیگری آفتابی شوی و

آفتابگردانم کنی و

سرگردانم کنی

در صفحه های تاریخ

که اشتباه به عرض مان رسانده اند

بگذار در قرنطینه باشم

  با چشم های تو

ودورباشم از از روزگار امروز

که حتی آفتابگردان ها تصمیم قطعی نمی گیرند و

بین آفتاب و آفتابه ها

 سرگردان تر از همیشه ایستاده اند

همیشه همین طور بوده است

تاریخ را با خون ما می نویسند

اما برای ما نمی نویسند

بگذار در قرنطینه باشیم

         باچشم های تو

        و دور از روزگار امروز

                      اناری دانه کنیم

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388 ، 11:16 توسط سید محمد امین جعفری حسینی
 
 شعری برای تمام روزهای ما

 

تقدیم به آستان پرمهرموعود مهربانی ها

حتی همین حالا....

 

نمی شود تو رد شده باشی و

گل های وصله خورده ی خیابانی

سر برنگردانده باشند

حتی باور نمی کنم

این روزهای بی برکت

زیر بال بابونه های باران نخورده را

نگرفته باشی

هر چقدر این روزها

چهل ستون آگهی های گمشده ی روزنامه ها

به جای آنکه دنبال تو بگردند ،

به یک همکار

ترجیحا خانم نیازمند باشند ،

هر چقدر درخت های این حوالی و

هر چه حوالی

خشکیده قد کشیده باشند

بیشتر از تمام عمرشان برگ بریزند و

سرفه های سفورها را

به واژآرایی های شاعرانه اضافه کنند ،

حتی میز و نیمکت های بی خیال مدرسه ها هم

به همین تصور آمدنت

به درختانگی  بر می گردند

ریشه می دوانند

و ساقه بر دست می گیرند

حتی همین حالا

که پیرزن های آبادی های کدام آبادی  های دنیا

در سوگ جوانمرگ های خود

دست هایشان را می چرخانند و

رود رود گریه می کنند

حتی همین حالا

که طبیعی ترین آدم های دنیا

مصنوعی راه می روند ،

دختران همین کدام آبادی ها

نذر آمدن توست

که قالی هایشان را

به دار می آویزند

حتی همین حالا

که یک عده تو را به خط نستعلیق می نویسند و

تجوید نامت را درست رعایت می کنند

و آن سوی ماجرا

تمام همت شان را

به مواظبت از میزهای موازی گره می زنند

و آن سوتر ماجرا

به قیمت ترور درخت ها

ادامه ی حیاط می دهند ،

منتظر بزرگترین سورپریز

که باید واژه ی فارسی اش را پیدا کنم  مانده ایم

تا مجبور نباشیم

در سلام اول سال

در باغ سفره هایمان

سیر وسرکه بچینیم

ما به هیچ دستی برای دوستی ایمان نداریم

تنها دست های توست

که بر دل هر روز سوخته ی اینهمه آدم

                                     بخش پذیرند        

+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388 ، 12:15 توسط سید محمد امین جعفری حسینی
 
 برای روز میلاد آفتاب مهربانی حضرت امام رضا علیه السلام

 

 

نذر کبوتران حرم امام رضا علیه السلام

 

یک آسمان بال کبوتر

 

یک آسمان بال کبوتر

نذر سخاوت تو کرده ایم و

اشک های پیرِ پیراهن مان را

به قد قامت تمام جاده ها و

سجاده های دنیا سرازیر کرده ایم

تمام جاده های پر گریه ی دنیا

پاهای پیاده و

دست های داغشان را

به تماشای گنبد تو می کشانند

و آوازهای فرشتگان را

در سخاوت خیس آیینه هات

تکثیر می کنند

ما هر جا که باشیم

دلمان را

به ترانه ها و کبوترانه های تو می سپاریم

و آرزوهایمان را

به تو سپرده ایم

تمام آسمان این آب و خاک

با تو پابوس کبوترانی ست

که پر از پروازند و

بی تو

کابوس کبوترانی

که بی ترانه می میرند

چه خوب بویت را پیچیده اند

در کوچه پس کوچه های تمام نقشه ها و نقشه ها

در سلام اسلیمی های روشن تمام مسجد ها

در آبی حضور تمام حوض ها

در پونه های پای قنات تمام آبادی ها

در پینه های داغ قنوت تمام بی تابی ها

 

از حالا

تا تابستان و تبسم وتسبیح

چند فصل فاصله ست

اما

صبح تمام بغچه های نان و سبزی

و صبح تمام باغچه های سبزی

که پای دار وندار قالی هامان رج می خورند

ردی از عطر تو را دارند

ما اینجا نشسته ایم و

بی قراری هایمان را

به گریه ها گره می زنیم

و تو در آن دور ها

در اوج شکوه نشسته ای و

آرزوهایمان را نزدیک می کنی

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ، 14:14 توسط سید محمد امین جعفری حسینی
 
 به مناسبت زادروز استاد محمد رضا شجریان نماد کامل هنرمند ایرانی

 

برای زادروز استاد محمد رضا شجریان

پایگاه اینترنتی با دستخط های بچه گانه در ادامه ی روند تجلیل از بزرگان فرهنگ و هنر در زمان حیات پر برکت شان و پیس از آنکه روز مبادای نبودنشان ناگزیر مان کند ، به مناسبت آغاز مهربانی ماه مهر و زاد روز کامل ترین نماد زنده ی هنر در سرزمین هنر استاد محمد رضا شجریان ، بزرگداشت این هنرمند متعهد کشورمان ( متعهد به مفهوم واقعی کلمه نه مفهوم اجاره ای که این روز ها نهادهای .... اجاره می دهند و پس از مدتی و با  اولین  حقیقت جویی  پس می گیرند) را با اعلام فراخوان شعر برگزار نموده و آماده ی دریافت آثار شما عزیزان در ارتباط با شخصیت  و توان بی بدیل هنری استاد می باشد.

این پایگاه اینترنتی ضمن تبریک زادروز استاد شجریان به دوستداران ملی و میهنی ، کوچ تلخ استاد پرویز مشکاتیان را به جامعه ی هنر تسلیت می گوید. 

 

لازم به توضیح است که بزودی و پس از بررسی آثار این فراخوان اسامی سه برگزیده ی این فراخوان و سه برگزیده ی فراخوان تجلیل استاد عبدالجبار کاکایی اعلام خواهد شد. 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 ، 12:1 توسط سید محمد امین جعفری حسینی
 
 بدون منظور و بدون شرح

 

 

به نقل از دیوان لا ادری

 

همچو دلو خالی اند این مردمان بی خرد

چرخ ایشان را به آسانی به بالا می برد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ، 14:44 توسط سید محمد امین جعفری حسینی
 

درباره وبلاگ

آفتاب باش تا اگر نخواهی بتابی تنوانی

پيوندها

مجموعه کامل وبلاگ های شعر1
مجموعه کامل وبلاگ های شعر2
مجموعه کامل وبلاگ های شعر3
چتر عطر باران را مي پراند
آلبوم تصاوير سيد محمد امين جعفري














خبرنامه





Powered by WebGozar